تبليغاتX
نه حرفی برای گفتن، نه حرفی برای شنيدن

 
از پشت ميزش

ليلا

سركرده در پرونده‌هاي بيهوده فرو.

يك دسته زلفِ پيچ               از بند مقنعه‌اش

                    رها شده در هوا.

سر  كه مي‌جنباند

آبشار زلف               پرونده‌ها را ترانه مي‌كند.

لابد قرار است

همسايه شاهزاده با اسب سفيدش

زلف در دست

از پاي ميز برود بالا

تا زمره بوس و كنار.

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم بهمن 1387ساعت 18:0  توسط وحيد آقاجانی  | 

Click here to read Forough e-magazine