تبليغاتX
نه حرفي براي گفتن، نه حرفي براي شنيدن - كوچه آفتاب بن‌بست ستاره در سايت فروغ

مدت‌ها بود در بين دوستاني كه در جلسات عصر چهارشنبه‌ها دور هم حلقه مي‌زنيم بحث راه‌اندازي سايت و چگونگي عملي كردن آن مطرح شده بود. بحث بسيار پسنديده‌اي بود. قريب به اتفاق استقبال كرديم. به هر حال حلقه‌اي كه از اواخر سال 79، در كوچه آفتاب بن‌بست ستاره، به طور مرتب هر دو هفته يك بار جلسه داشته (به استثناي بعضي مواقع كه به سبب برخي شرايط پيش‌آمده چند جلسه‌اي تعطيل شد) و به اين جلسات تا به اكنون همچنان استمرار داده، چنانچه رسانه‌اي هم داشته باشد مطمئناً به هدف نزديك‌تر مي‌شود. دوستان پيشنهادهاي مختلفي براي نام و اساسنامه و حجم و دامنه و طراحي و اين قبيل امور فني هر سايتي هم دادند كه خيلي‌هاش هم پيشنهادهاي منحصر به فردي بودند و هم به راحتي قابل اجرا، اما زيادي مشغله‌هاي اعضا و طولاني شدن پيگيري مراحل راه‌اندازي، عملياتي كردن موضوع را قدري به تأخير انداخته است. با اين حال خيلي هم بيكار ننشستيم. صحبت‌هايي كه طي چند روز گذشته، تلفني و ايميلي، با دوست خوب و پرانرژي و پرانگيزه‌ام شهاب مباشري، مدير سايت فرهنگي ادبي فروغ داشتم، پيشنهادي از طرف ايشان از سر لطف شد كه بخشي از فضاي فروغ به اين جمع و حلقه اختصاص يابد. خُب، كور از خدا چه مي‌خواهد؟ يك دستگاه تايپ بريل كه بتواند با ملت ارتباط برقرار كند.

اين لطف و صميميت هميشگي شهاب (عضو ثابت‌قدم كوچه آفتاب بن‌بست ستاره تا قبل از اينكه از تهران برود و بنشيند بر لب جوي ركن‌آباد شيراز) و اين فضاي مجازي مناسب، حالا ديگر همت ما را مي‌خواهد كه به طور مرتب بخشي از كارهاي خودمان را __ شعر، داستان، ترجمه، نقد و نظر، ... __ براي آن فضا در نظر بگيريم، تا شايد اندكي از زحمات شهاب عزيز جبران شود.

يادي هم بكنم از دوست از دست رفته‌ام فرامرز ويسي كه يكي از پايه‌هاي اين جمع بود و در طول بيماري تا زمان مرگش (حدود يك سال) جلسات برگزار نمي‌شد؛ اگرچه او در بستر بيماري هم از برگزار نشدن جلسات ابراز تأسف مي‌كرد. يادش زنده باد!

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 0:15  توسط وحيد آقاجاني  |